اردشیر کامکار اردشیر کامکار

حضورمان بیشتر باشد راحت تر حقمان را می گیریم

کفتگو خانه موسیقی ایران با اردشیر کامکار

به گزارش سایت خانه، اردشیر کامکار(نوازنده ومدرس پیشکسوت کمانچه) از جمله هنرمندانی است که در فعالیت های گسترده ای در زمینه فعالیت های گروهی و صحنه ای، انتشار آلبوم، تکنوازی و تدریس دارد. سال گذشته نیز در کنار همکاری با گروه "کامکارها"، کنسرت های متعددی با عنوان گروهی به سرپرستی خودش در شهرستان ها به اجرا درآورد. همچنین آلبوم "یقین گمشده" که با همکاری این هنرمند و زکریا یوسفی(ساز های کوبه ای)منتشر شده بود به عنوان برترین آلبوم سازی دو سال گذشته در سی و یکمین جشنواره موسیقی فجر معرفی گردید.

اردشیر کامکار در کنار فعالیت های تخصصی موسیقی توجه ویژه ای به اتحاد هنرمندان و تنها نهاد صنفی موسیقی دانان یعنی خانه موسیقی ایران داشته و به بهانه هاي مختلف در این نهاد حضور دارد. کامکار هفته گذشته نیز ساعاتی مهمان در خانه موسیقی بود و فرصتی فراهم امد تا درباره موضوعات مختلف با این هنرمند به گفتگو بنشینیم. 
 
*لطفا درباره فعالیت های اخیرتان اعم از آموزش و اجرای کنسرت توضیحاتی بفرمایید. 
در حال حاضر بعد از چند سال در حال گردآوری سه کتاب هستم. یکی از این کتاب ها آموزش دوره ابتدایی تا دوره عالی کمانچه نوازی است. کتاب دیگر به آواهای موسیقی ایرانی از موسیقی سنتی گرفته تا موسیقی نواحی و مقامی اختصاص دارد که با تکنیک های امروزی کمانچه نوشته شده و سعی کرده ام خودم این آواها را برای کمانچه پرداخت کرده و تکنیک های دیگری هم به آن اضافه کنم، حتی در برخی جاها ملودی های آنها را هم عوض کردم. کتاب دیگری هم به قطعات کمانچه اختصاص دارد که این قطعات از ساخته های خودم است، حدود 150 قطعه دارم که در حال جمع آوری برای نشر این کتاب هستم. 
در زمینه اجرای صحنه ای هم کنسرت هایی را سال گذشته با گروه خودم داشتم و امسال هم همان  برنامه را در شهرستان ها و شاید خارج از کشور اجرا می کنم. ضمن اینکه مشغول آهنگسازی قطعاتی هم برای گروه خودم هستم که هنوز به مرحله اجرا نرسیده و در آینده اجرا خواهد شد. در کنار این کارها سعی کرده ام هیچوقت تمرین های شخصی خودم را فراموش نکنم و بطور منظم تمرین داشته باشم. کامکارها سلیقه مردم را از یاد نبرده اند
 
*فعالیت تان با گروه "کامکارها" به چه شکل است؟
همراه با  گروه کامکارها هم سال گذشته برنامه ای را در جشنواره موسیقی فجر داشتیم که قرار است همان قطعات را در چند کنسرت اجرا کنیم. چند قطعه از این برنامه هم از ساخته های خودم بود. در گروه کامکارها همیشه سعی کردیم کارهای هنری خودمان را از یاد نبریم و در کنار آن دید و سلیقه مردم را هم فراموش نکنیم. سعی کردیم به شکل قابل قبولی برای مردم برنامه داشته باشیم.
 
*در بخش کارهای با کلام کنسرت های گروه "اردشیر کامکار" آیا همه کار ها ساخته خودتان است؟
آهنگسازی بخش فارسی همه بر عهده خودم است ولی در بخش محلی از آهنگهایی استفاده کردیم که من یک تکه به آن اضافه کردم یا در بخش مقدمه یا وصل شدن آهنگ ها، آهنگسازی خودم بود. اخلاق مهمترین انگیزه برای همکاری با خواننده هاست
 
*در سالهای فعالیت مستقل تان از گروه کامکارها، با خوانندگان بسیاری همکاری داشتید معیارتان برای انتخاب خواننده در کارهایتان چه چیزی است؟
اگر بخواهیم کارمان در میان مردم عرضه و استقبال شود، باید از خواننده های شناخته شده استفاده کنیم که البته خواننده های خوبی هستند ولی این مشکلات خاص خودش را دارد. مثلا اینکه باید اول به توافقی برسیم که این مساله زیاد در حوصله من نیست. از طرفی هم اعتقاد داریم خواننده های جوان تر باید عرض اندام کنند وخودشان را نشان دهند. برای من اخلاقیات خیلی مهم است کسانی که پایبند اجرای کار شایسته هستند، خیلی برای من مهم است.
 رومن رولان می گوید "پنجاد درصد اسم و شهرت افراد مختص کارهایی است که انجام نداده اند."  وقتی خوب نگاه می کنم می بینم خیلی کم داریم افرادی را که در مقابل اسم و شهرت ضعف نداشته باشند. ما تجربه این تعریف کردن ها را زیاد داریم و افراد زیادی از ساز زدن و کارهای ما تعریف کرده اند، ما سعی کرده ایم همیشه اینها را به عنوان افتخار داشته باشیم ولی در زمینه کاری باید همیشه تلاش کنیم. همچنین همیشه سپاسگزار مردم هستیم چون به واسطه این مردم است که به جایگاهی می رسیم.برای نوازندگی در کنار تکنیک باید به شناخت و حس رسید
 
*بسیاری ازنسل جدید نوازندگان کمانچه بطور مستقیم یا غیر مستقیم از شیوه نوازندگی شما استفاده کرده اند. دیدگاه تان نسبت به ویژگی های امروزه نوازندگی کمانچه با توجه به تکنیک هایی که روز به روز به آن اضافه می شود چیست؟ این تکنیک تا کجا می خواهد پیش برود و آیا تاثیری روی حس نوازندگی ندارد؟ 
سطح نوازندگی کمانچه  در ایران در سی سال اخیر خیلی پیشرفت کرده و نوازندگان قدرت خوبی پیدا کرده اند. ولی اینکه تا کجا می خواهد پیش برود، نا محدود است. تکنیک و حس دومقوله جدا از هم هستند. تکنیک باید تا جایی که می تواند پیش برود و از نظر سازندگی ساز و هم نوازندگی این تکنیک ها به اوج برسد و نهایت ندارد. در موسیقی کلاسیک هم زمانی پاگانینی یک اعجوبه بود ولی امروز بچه های هنرستان هم قطعات پاگانینی را به راحتی می نوازند. خوشبختانه در زمینه تکنیک بچه ها پیشرفت خوبی داشتند. اما از نظر حس، شناخت و ریشه ها مقداری ضعیف هستند و باید این جنبه را در خودشان قوی کنند. 
در طول تاریخ موسیقی نوازنده هایی را می بینیم که با قدرت زیادی ساز می زدند ولی چیزی برای گفتن ندارند. ولی نوازندگانی هم بودند که دارای قدرت تکنیک زیادی هم نبودند ولی چون حال و حس داشتند و موسیقی را درک کردند در دل مردم تاثیر خود را گذاشته اند. 
باید طبیعت را درک کرد و باید خاطره داشته باشیم. برخی از جوانان را می بینم که با هیچ چیز خاطره ندارند. ما حتی به یک رایحه و بو حساسیم و مارا به جایی می برد که گویی در این سرزمین سال ها زندگی کرده ایم. نباید به تاریخ بی اعتنا بود، وقتی به تخت جمشید می روید باید عظمت آن را حس کنید و تاریخ و اجداد مان را درک کنید. تا وقتی اینها را حس نکنید ریشه نخواهید داشت. اگر بخواهیم تکنیک را صرفا برای تکتیک بکار ببریم ممکن است بی هویت باشد. باید جوانان جنبه شناختی و حسی را بالا ببرند. یک نوازنده موسیقی ایرانی باید کاملا به ردیف ها و موسیقی نواحی آشنا باشد. توصیه دیگر من به جوانان این است که روزهایی را به طبیعت بروند؛ باید طوفان و تگرگ را هم حس کنند تا به شناختی از طبیعت برسند. 
 
*مبحث آموزش در کجای این سخنان شما قرار می گیرد و مدرسان چه تاثیری در این مقوله های می توانند داشته باشند؟
مدرسان موسیقی چه از نظر تکنیکی و چه از نظر تفکری باید در شاگردان خود تاثیر بگذارند. شاگرد به استاد خودش نگاه می کند، مدرسان باید بسیار مراقب باشند تا شاگردان را دچار حاشیه نکنند. ممکن است فردی از نظر تکنیکی قوی شود ولی به دام بسیاری از حواشی و مسائل بیافتد و راه هنرش را به بیراهه ببرد. شاگردان نباید با تعریف و تمجید ها مغرور شوند. غرور هم خوب است و هم بد است، اما ممکن است گاهی انسان را به چاه بیاندازد. بنابراین هم استادان باید به شاگردانشان یاد بدهند که ساز مانند فرزند آنهاست و هیچوقت نباید از آنها دور باشد. برخی از شاگردان من همیشه سازشان را حتی در مسافرت وکوه پیمایی هم همراه دارند وباعث می شود پیشرفت کنند. 
اخلاق هم خیلی مهم است. باید سعی کنند محجوب و خوش قلب باشند. گاهی که به نقاط منفی در موسیقی ایران می رسیم، می بینیم بخاطر همین مسائل اخلاقی است. همه ما اشتباه داریم ولی گاهی بخصوص بزرگان حاضر نیستند از اشتباهات هم چشم پوشی کنند. بزرگان باید این منش و بزرگواری را داشته باشند. من الان از شاگردم هم یاد می گیرم و از کسانی بودم که دست خیلی ها را گرفته ام و در کنارم آنها را نشانده ام که ساز بزنند. هیچ منتی نیست چون حقشان بوده.باید به آنها میدان داد، من قدرتی را در اینها می بینم ولی باید در جایی بتوانند خودشان را نشان دهند. 
در ایران کار تیمی ضعیف است. تنها یک نوازنده یا خواننده توانا نیست که کار را جلو می برد. باید بفهمند که هر کدام از افرادی که در گروه نشسته اند باید نقشی را بیافرینند. باید این منش را داشته باشیم و یاد بگیریم. زمانی که عود نواز گروه  ام کلثوم(خواننده بزرگ عرب) درگذشت، تا سال ها ام کلثوم یک صندلی و دسته گلی را به یاد او روی صحنه می گذاشت. ما که زنده ایم و با هم رشد کردیم و خیلی از کارها را با هم انجام دادیم. گاهی به راحتی کسی را گنار می گذارند و می گویند "اگر ما نبودیم شما هم امروز نبودید". این تفکر اشتباهی است و افراد بزرگ باید یاد بگیرند که شما در کنار دیگران و با هم رشد کردید و بزرگ شدید. اینجا مثل خانواده است، تک تک اعضای گروه کامکارها در اسم و رسم گروه وخانواده کامکارهای تاثیر گذارند. اعضای گروه کامکارها بر هم ارجحیت ندارند و مکمل کار هم هستند
 
*دلایل ماندگاری گروه "کامکارها" در این سال ها چه بوده؟
یکی از دلایل اصلی این است که ما عضو یک خانواده هستیم و پدرمان سعی کرد مارا طوری بار بیاورد که مغرور نباشیم و سعی کنیم اجتماعمان را خوب ببینیم و به مردم احترام بگذاریم. در بخش مسائل مالی هم هوشنگ به عنوان برادر بزرگتر نقش مهمی در این زمینه داشته و سعی کرده همیشه اگر نفعی بوده آن را بطور مساوی تقسیم کند که کسی ناراحت نشود. البته ما هیچوقت ناراحت نمی شویم که مثلا برادرمان از ما بیشتر نفعی ببرد ولی این تعارفات را کنار گذاشته ایم.
دلیل دیگری ماندگاری گروه این است که هیچ کدام را بر دیگری ارجحیت نمی دهیم و خودمان را بالاتر از دیگری نمی دانیم. سعی کردیه ایم همیشه مکمل و کمک کننده هم باشیم. گاهی من در حال سلونوازی هستم و اردوان مثلا یک آرپژ می نوازد، این کار را برای نشان دادن خود انجام نمی دهد بلکه می خواهد کار زیباتر شود و مکمل کار من باشد.هر چه اجتماع مان بزرگتر باشد راحت تر حرف خود را می زنیم
 
*اعضای خانواده کامکارها و خود شما همیشه دیدگاه صنفی موسیقی را داشته اید و در خانه موسیقی هم حضور داشته اید. در آستانه برگزاري انتخابات کانون نوازندگان سنتی به عنوان پر جمعیت ترین کانون خانه موسیقی، نقش حضور هنرمندان در این انتخابات و مشارکت در تعیین سرنوشت این نهاد چگونه ارزیابی می کنید؟
وقتی صنف داشته باشیم راحت تر می توانیم از خود دفاع کنیم و حتی کدورت هایمان را کنار بگذاریم. راحت تر می توانیم حرفمان را در جامعه بزنیم و از حقوق خود دفاع کنیم. اینها را فقط  یک صنف می تواند انجام دهد و به همین خاطر باید در انتخابات آن هم شرکت کرد. موزیسینهای ایرانی چه مخالف و چه موافق باید همه بیایند زیرا هر چه اجتماع بزرگتری داشته باشیم راحت تر می توانیم حقمان را بگیریم و به جایگاه خوبی برسیم. بنظر من از بزرگ و کوچک، از موزیسین های بزرگ گرفته تا جوانان  باید در این انتخابات شرکت کنند و این شرکت آگاهانه باشد. نباید دچار احساسات شوند و آگاهی شان را بالا ببرند. باید ببینند نقش خانه موسیقی به عنوان یک صنف چیست. 
نباید وقتی خودمان حوصله حضور در خانه موسیقی را نداریم از دور بگوییم کسانی که در اینجا هستند تمام منافع مادی را برای خود برده اند. اگر این حرف را زدیم باید جواب پس بدهیم، این کارها را می کنند که عکسشان در رسانه ها منتشر شود و به عنوان موزیسین خود را معرفی کنند. در کشور ما مخالفت و اپوزیسیون مد شده است، و نباید اینطور باشد. ما در زمینه صنف خیلی فقیر هستیم. 
بنظر من نقش خانه موسیقی در این سال ها خیلی خوب بوده و همینقدر که خانه ای برای موسیقی وجود دارد و تا همین اندازه هم فعالیت می کند برای موسیقی بسیار مفید است. می دانم که مدیران اینجا بسیار تلاش کرده اند تا به جای خوبی برسند وموزیسین ها امنیت شغلی داشته باشند. مشکلاتی وجود دارد و ما که در خانه نشسته ایم با این مشکلات آشنا نیستیم. انتقادات حتما باید وجود داشته باشد اما جبهه گیری های اپوزیسیون مابانه جز خراب کردن چیزی ندارد. وقتی اکثریت به چیزی رای بدهند دیگر حرفی نمی ماند.
 

1395/03/06 - 13:25